تالار گفتمان
بررسی اتصـــال هویت تاریخی خراسان و نقش ایشان در ایجاد آرمان شهر مهدوی - نسخه‌ی قابل چاپ

+- تالار گفتمان (http://mahdiforum.com/forum)
+-- انجمن: بخش فرهنگی سایت آموزش مجازی (http://mahdiforum.com/forum/forumdisplay.php?fid=260)
+--- انجمن: اتاق فکر (http://mahdiforum.com/forum/forumdisplay.php?fid=261)
+--- موضوع: بررسی اتصـــال هویت تاریخی خراسان و نقش ایشان در ایجاد آرمان شهر مهدوی (/showthread.php?tid=9187)



بررسی اتصـــال هویت تاریخی خراسان و نقش ایشان در ایجاد آرمان شهر مهدوی - 30772856 - ۱۳۹۴/۱۰/۱۹

عنوان مقاله

بررسی اتصـــال هویت تاریخی خراسان
و نقش ایشان در ایجاد آرمان شهر مهدوی


دانشجوی برنامه ریزی شهری؛ دانشگاه امام رضا(ع)، مشهد، ایران
hamid@rabei.ir



اهداف پژوهش :

 پررنگ کردن نقش اجتماعی مردم در آرمان شهر رضوی
 اجرایی نمودن سرخطهای مورد اشاره در احادیث و روایات با رویکرد معماری اسلامی
 ارائه طرح پرچمهای سیاه خراسان و المان شهری مرتبط با نگاه ملی و مذهبی




چکیده
حدود 14 قرن از ظهور دین مبین اسلام که ابعاد گوناگون آن جنبه های مختلف زندگی بشر از جمله شهرسازی ، فضاهای شهری و معماری را تحت تاثیر قرار داده میگذرد لکن تعداد و تنوع المانهای مورد استفاده از سوی معماران اسلامی در بناهای مذهبی از تعداد انگشتان یک دست نیز فراتر نرفته و روح تنوع طلبی و تازگی انسان را اغنا ننموده است
شاید بتوان گفت گنبد و گلدسته و محراب تنها المانهای مورد استفاده معماران مسلمان در فضاهای اسلامی بوده و هیچگاه معماران و هنرمندان جسارت تغییر و تحول در همین المانها را نیز به خود راه نداده اند و در تقلید از گذشتگان خود فرم و شکل را به همانگونه حفظ نموده و تنها از مصالح و متریالهای جدید در به روز جلوه دادن سازه خود بهره برده اند
در این میان خلاء وجود چنین المانهایی در مشهد مقدس به عنوان یکی از خواستگاههای معماری اسلامی ایرانی بیش از پیش رخ مینماید . با توجه به اجراي طرح عظيم بازسازي حريم حرم مطهر، شناسايي و درجه بندي بافت هاي فرسوده باقيمانده، جهت تعيين اولويت در بازسازي آنها، از ضرورت و اهميت ويژه اي برخوردار است. نوغان به عنوان هسته اصلی و مرکزی شکل گیری شهر مشهد نقش پررنگی در ساختار هویتی و اجتماعی شهر مشهد داشته است اما طی چند سال اخیر این بافت در پی سیاست های نوسازی و بهسازی بافت های فرسوده پیرامون حرم امام رضا ع ، رو به نابودی است این امر علاوه بر زدودن خاطرات جمعی و خدشه دار کردن هویت آن حاصلی جز انقطاع نسل امروز با گذشته نخواهد داشت؟ این در حالیست که تغییرات جدید نه تنها باید احیا کننده خاطرات و بیانگر هویت و تاریخ کهن بافت باشد بلکه موجبات تعلق خاطر ساکنان آن را نیز فراهم آورند؟
نقش مشهد و خراسان در تاریخ اسلام از زمان ورود پاره تن رسول اکرم (ص) و شهادت ایشان و تشییع با شکوه در محله نوغان تا قیام حضرت ولی عصر (عج) و خروج پرچمهای سیاه خراسان بدون شک یکی از پررنگترین نقشها در احادیث و روایات است و لزوم دخیل نمودن این نقش و پررنگ کردن ان در طرحها و برنامه ریزیهای شهری امری ضروری خواهد بود . به همین جهت مقاله پیش رو این تلاش را دارد تا با ترکیب سنت و مدرنیته الگوی جدیدی را پیش روی شهرسازان و معماران مسلمان قرار دهد تا ضمن تاکید بر اصالتهای فرهنگی روح تنوع طلبی و نو شدن را نیز در چشم و دل مخاطب مسلمان و حتی غیر مسلمان در فضای شهری که آرمانشهر مهدوی را الگوی برنامه ها و طرحهای خود قرار داده است اغنا نماید

کلیدواژه‌ها: المان شهری،پرچمهای سیاه ، معماری ، مشهد، آرمان شهر ، آرمان شهرمهدوی











مقدمه

انقلاب اسلامی ایران به تایید تمام کارشناسان و سیاستمداران داخلی و خارجی نقطه عطفی در روابط و مناسبات بین المللی است ، این انقلاب و تحول که تمام شئون زندگی مردم از جمله برنامه ریزی شهری و معماری را در بر میگیرد با مدیریت حضرت امام خمینی (ره) مردی از سرزمین قم صورت گرفت و با رهبری و درایت حضرت آیت الله خامنه ای سیدی از دیار خراسان با جراحتی که در دست راست ایشان و در جریان مبارزات با دشمنان انقلاب برداشته در حال تداوم است و تمام رهبران ظلم ستیز دنیای امروز ایشان را به عنوان رهبر واقعی مظلومین عالم قبول داشته و دارند تا جایی که رهبر یکی از بزرگترین گروههای مبارزه با ظالمین دوران حضرت سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در ملاقاتهای رسمی خود دست ایشان را میبوسد .

از طرف دیگر گروهی شیطانی با نام فراماسونری (معماران ازاد) در کل دولتها ریشه دوانده و نماد فرعونی هرم یک چشم را برای خود انتخاب کرده است و میتوان گفت ریشه تمام ظلمها و جنایات عالم از جنگهای خانمان سوز و کودتاهای سیاسی و نظامی گرفته تا تجارتهای شیطانی از قبیل مواد مخدر و سکس از این گروه خطرناک برمیخیزد و همچنین با ابزارهایی که در اختیار گرفته اند از قبیل سینما و رسانه ها و اینترنت در حال اشاعه دیدگاهها و عقایدی که مخصوص زمان فراعنه مصر بوده که چیزی جز شیطان پرستی و شرک و کفر نیست هستند.

اگر به دولتهای کشورهای دیگر مسلمان نیز نگاهی بیندازیم میتوان سستی و انفعال و نا کارامدی آنان را در حل مسائل عمده جهان اسلام به وضوح ملاحظه کرد، آنجا که در زمان جنگ ایران و عراق تمام دولتهای عرب منطقه دست در دست دولت صدام که به اعتراف تمام آنها پس از دستگیری ، جنایتکار ترین فرد عرب لقب گرفت دادند و دستشان به خون صدها هزار مسلمان آلوده شد و یا سکوت مرگبار آنان در قضیه هایی مانند جنایات رژیم اسرائیل در فلسطین و غزه و خونخواری داعش در سوریه و دیگر کشورها و یا رفتار آنان با دشمنان درجه یک اسلام و دین و آزادگی در دیدارهای رسمی و غیر رسمی .

مسئولان کشوری که محل نزول وحی بر پیامبران الهی است و آرامگاه جمعی از رسولان و انبیاء الهی است و مقصد زائران از کشورهای جهان در کنگره عظیم حج است اکنون به یکی از منفعل ترین دولتها و بزرگترین بازارهای اسلحه دولتهای شیطانی تبدیل شده و در کنار بیت الله الحرام که ریختن خون حیوانی در آن حرام است زائران آنرا همه ساله به خاک و خون میکشند و در کنار حرم پیامبر عظیم الشان اسلام اجازه گریستن در کنار جنة البقیع و اهل بیت معصوم و مطهر اورا به زوار نمیدهند و اینهمه در حالیست که آل سعود زمام قدرت در این کشور را در دست گرفته است .

با تاسف فراوان همه میبینیم و مشاهده میکنیم که در سالهای اخیر چه اهانتها و چه اعمال و گفته هایی بر ضد شخص پیامبر اکرم (ص) و قرآن کریم میشود . از جریان کتاب آیات شیطانی که توسط فردی مرتد صورت گرفت و با جواب حکیمانه از سوی امام خمینی روبرو شد تا جریان چاپ تصاویر موهن از پیامبر مظلوم اسلام در روزنامه های اروپایی و ادامه این امر و همچنین ساخت و تولید فیلمهای ضد قرآنی و ضد اسلامی و ضد توحیدی در سینماهای هالیوودی و صهیونیستی و باز هم سکوت دولتهای به ظاهر اسلامی .





1-1- طرح مسئله
در طول اعصارمختلف جریانها تاریخ ساز شده اند ، همیشه و در تمام دورانها جریاناتی مدافع حق و عدالت و ظلم ستیزی و در مقابل جریاناتی پیرو شیطان و هواهای نفسانی و مال اندوزی بوده اند جریاناتی نیز منفعل بوده و قدرت تشخیص حق و باطل را نداشته اند.

با توجه به روایاتی که در باب ظهور از سوی معصومین و متصلان به منبع وحی الهی در اختیار داریم و تایید بزرگان دینی و سیاسی ، تقریبا تمام جریانهایی که در دوران آخرالزمان ، پیش از ظهور و در هنگام ظهور در احادیث و روایات معتبر مسلمانان اعم از شیعه و اهل سنت و سایر ادیان و مذاهب به آنها اشاره شده است در عالم شکل گرفته و مشغول فعالیت هستند .

از دید ملت مسلمان و شیعه ایران نیز این جریانات تعاریف خود را دارد . جریانی که مدافع حق و عدل و علم است مانند جریاناتی که در روایات با اسامی قیام مردی از قم و سید حسنی و سید یمانی و سید خراسانی از آنها نام برده شده است . جریانی که پیرو شیطان و مظاهر آن است و مخالف عدالت گستری است که روایات از آنها تعبیر به خروج دجال و شیصبانی میکنند . و جریانی که در ظاهر مسلمانند ولی از داخل پوسیده اند مانند روایاتی که در باب خروج سفیانی آمده است .

تمام جریانهای حال حاضر استفاده از علائم و نمادهای خود را در معماری ساختمانها و برنامه ریزی های سیاسی و اقتصادی و شهری خود از مدتها پیش آغاز نموده اند ولی متاسفانه مسئولان شهری در کشورهای اسلامی یا از این موضوع غافل مانده و یا با تقلید کورکورانه از نمادها و المانهای غربی و استفاده از معماران ماسونی بافت اکثر شهرهای اسلامی را دگرگون نموده و از ارمانشهر اسلامی و مهدوی فاصله گرفته اند مانند آنچه در شهر مکه اتفاق افتاده است.
1-2-پیشینه پژوهش

نگاهی به مفهوم و کارکرد المان های شهری , بهرنگ مجیدی
بررسي مباني ضرورت زمينه‌سازي براي ظهور موعود(عج) ، دكتر محمدرسول آهنگران
بررسی مقایسه ای مدینه فاضله فارابی و آرمان شهر مهدوی ، سید روح الله موسوی زمانی



1-3-مفاهیم، دیدگاه‌ها و مبانی نظری
1-3-1-آرمان شهر و آرمانشهر مهدوی


آرمانشهر مكاني كه متضمن سعادت و خوشبختي، كامل زندگي مردم باشد؛ همواره در آرمانهاي آدمي نقش بسته است.آرزوي تحقّق ايجاد جامعه اي ايده آل در تلفيق مفاهيم معنوي و مادّي، صورتهاي بياني مختلفي در قالب تفكرها و تمدّنهاي برخواسته از متن آن جامعه ها به خود گرفته است.آرمانشهر گاه در صورت اساطير و عصر زرّين و حماسه هاي بشريجلوه گر گشته است و گاه در محك بازگوئي آرمانهاي نظامهاي حاكم.

از افلاطون يوناني در كتاب جمهوري(347-427پ م) تا عصر اوج درخشش تمدن اسلامي با «انديشه هاي اهل مدينة فاضلة» فارابي ايراني و «يوتوپيا» تامس مور فيلسوف قرون پانزده و شانزده انگلستان(1516م) و فرانسيس بيكن و... همگي كوشيده اند به توصيف آرماني شهري ايده آل يا همان آرمانشهر مطلوبشان بپردازند. تحقق عدالت، دستيابي به حقيقت، طرح جامعة آرماني، مفاهيم خير و شر، برابري و برادري، مفاهيم عقلاني، شيوه هاي رستگاري آدميان، مشخصات حكمران و حاكم آرمانشهر، تحقق بهشت اين جهاني، و... همگي در انديشه هاي آرمان ورزانة انديشمندان آرمانشهر ذكر گرديده است.

تصويري كه از شهر آرماني در سيماي توصيفي نامبردگان ارائه گشته است؛ برحسب مواضع سياسي و مذهبي و ايدئولوژيكي و فرهنگي عصر خود بوده است.گاه آرمانشهر در اساطير گذشته جستجو شده است(عصر زرّين)؛ و گاه به صورت بازآفريني اي تكنولوژيكي و ايدئولوژيكي در آينده درآمده است.گاه در افسانه ها و اساطير و افتخارات ملّي گذشته جستجو گرديده است و گاه در يادآوري انتظار فرج، در دستيابي به آينده اي موعود براي ضعفاء و محرومان زمين، ترسيم گشته است.

ورود به مساله باري، تمدن اسلامي به دليل دارا بودن ويژگيهاي خاص و منحصر به فرد خود، سيما و چهره اي خاصّ خود را از آرمانشهر مطلوب خود ترسيم مي نمايد. اين آرمانشهر داراي صفات و ويژگيهاي منحصر به فردي در انديشة اسلامي است.بهره گيري از منابع و مراجع مربوط به اصول و ارزشهاي اسلامي و علي ا لخصوص قرآن كريم (هيچ تر و خشكي نيست مگر اينكه در قرآن كريم ذكر گرديده است و نيز سنت و سيرة رسول اكرم(به عنوان اسوة حسنة امّت اسلامي) و روايات رسيده از معصومان، مي تواند ما را به صفات و ويژگيهاي منحصر به فرد آرمانشهر اسلامي رهنمون باشد.

آرمان‌شهر اسلامى مهدى موعود(عج)، تجسم كالبدى نقطه آرمانى انديشه‌هاى بشرى است. آرمان‌شهر حضرت ولی‌عصر(عج) هم امكان اتصال با آسمان‌ها و سيارات و كهكشان‌ها در سايه پيشرفت شگفت‌انگيز علوم به دست آن بزرگوار را داراست و هم امكان اتصال و حركت از جهان ماده به غيب و رسيدن به شهود معنا.

در عصر غیبت و دوران ظهور در آرمان‌شهر مهدوی چه کارهایی در باب به‌سازی جهان، در جهت بهروزی مردم دراولویت قرار می‌گیرد و یا آن‌که صورت خواهد پذیرفت.دقت در آنها، اهمیت مشروعیت و نیز انگیزه‌ای در جهت انجام آنها در روزگار غیبت در حد مقدورات خودمان را اثبات می‌کند. تردیدی نیست که طلوع جمال آسمانی و حیات‌بخش خورشید موعود جهان، از کنار کعبه صورت می‌پذیرد. با این طلوع، انتظارها به سر آمده و تجلّی والای حضور، عینیت می‌یابد و طلیعه یوم الخلاص و مصداق بارز «ایام الله» (فذکرهم بایام الله) محقق می‌گردد. بدون شک سبک زندگی در برنامه ریزی شهری و معماری شهرهای جامعه مهدوی در عصر غیبت و عصر ظهور راه رسیدن به ارمانشهر مهدوی را هموارتر خواهد نمود


1-3-2- شهر مشهد و هویت تاریخی آن در سرزمین خراسان
بنا به مستندات تاریخی، زنان محله نوغان نخستین عزاداران حضرت ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا (ع) بودند که پس از شهادت آن حضرت، در تشییع پیکر پاک ایشان حاضر شدند، بر سر و سینه زده و اشک ماتم ریختند.نام نوغان با زنان همیشه سیاه پوش در غم و اندوه حضرت امام رضا (ع) گره خورده و از روز شهادت آن حضرت تا به امروز این محله قدیمی با نام مقدس ثامن الحجج (ع) و زنان سیاه پوش آن در اذهان ثبت و در بین مشهدی ها ماندگار شده است.

هم اکنون 1230سال از رحلت جانسوز امام هشتم شیعیان حضرت رضا(ع) می گذرد، حداقل چند سده پیش از این رخداد غم انگیز، محله نوغان محله ای پر آوازه بوده که از قریه ای به همین نام قامت شهری به خود گرفته و به کوی و برزنی پر رفت و آمد و جذاب برای اهالی دیگر نقاط مثل پاژ، توس و سناباد تبدیل شده است.

در نوغان که همیشه با کتیبه های سیاه مزین به نام حضرت امام رضا (ع) پوشیده شده است، چند روز مانده به آخر ماه صفر، مقدمات برگزاری مراسم سوگواری برای سالگرد شهادت هشتمین خورشید ولایت آغاز می شود، از این رو مساجد این محله توسط زنان تمیز و پرچم های مزین به نام مبارک آن حضرت بر در و دیوار نصب می شود.
زنان نوغان که در صلابت و اقتدار و مدیریت خانواده شهره اند، در روزهای آخر صفر سال، روز شهادت مولا، با شیون های سرشار از ارادت خود سنگ تمام گذاشتند و نامشان را در تاریخ ماندگار کردند.

1-3-3- جایگاه و مفهوم «المان شهری» در ادبیات شهرسازی و برنامه ریزی شهری

المان یا نماد شهری یا ترکیبی است پیکره وار که در ساخت آن از ویژگی های درونی احجام و اشکال هندسی – صفحات قائم یا منحنی – اجزائ سازه ای – کابلها – پوترها و فریم ها و به طور کلی هر آنچه میتواند جنبه ی تزئینی و ساختمانی داشته باشد به صورت یک کلیت یکپارچه و تلفیقی از موارد فوق استفاده میشود…. و قبل از هر چیز این ترکیب دارای یک نظام هندسی و تعادلی پایدار و زیباست به گونه ای که پس از خودنمایی در سطح شهر افراد را به گونه ای جذب خود مینماید و ذهنشان را درگیر خود میکند که تا مدتها در آن منطقه از شهر به صورت سمبلیک مشخصه ای برای شناخت شهر در منطقه ی مورد نظر میگردد. در واقع جزو شاخصه های شهری میگردد….به گونه ای که ذهن با برده شدن نام منطقه ی مذبور ناخودآگاه به دنبال شاخصه ها و ویژگی های خاص آن منطقه المان مورد نظر را در خود تصویر سازی خواهد کرد.

این خصوصیت به ویژه برای کسانیکه کمتر به منطقه ی مورد نظر رفت و آمد میکنند اهمیت دارد چرا که در مسیر یابی و آدرس دهی صحیح برای پیدا نمودن یک منطقه ی خاص شهری مشخصه و نماد خاص آن منطقه اهمیت دارد….. این نماد در شناخت منطقه اهمیت دارد و چه بسا برگرفته از اتفاق یا تاریخچه ای خاص در محل مورد نظر باشد و به نکته ای خاص در آن محل اشاره کند و با تاریخچه ای عجین باشد….به گونه ای یکی از اهداف المانها میتواند اطلاع رسانی و معرفی منطقه ای خاص به لحاظ تاریخی – جغرافیایی – فرهنگی و ویژگی های خاص مردم آن منطقه بوده و یا به اتفاق یا رویداد خاصی در منطقه ی مزبور اشاره کند که همه ی اینها در برقراری ارتباط بهتر مخاطبین و کسانیکه به محل رفت و آمد دارند با منطقه ی مورد نظر موثر است.

چه بسا خود همین نماد پس از مدتی به یک اثر تاریخی و ماندگار تبدیل گردد و آوازه ی آن در شهرهای دیگر بپیچد. نمونه های بسیاری از این نوع المانها وجود دارد…. به این گونه سازه ها بنای یادبود یا اصطلاحا مانیومنت manumental structures نیز گفته میشود.

اما ویژگی دیگر اینگونه نماد ها ایجاد یک فضای زیبا و یک اتمسفر هنری در سطح شهر ها میباشد که قسمتهای مختلف شهر ها را از حالت یکنواختی و تکراری شدن خارج مینماید….به هر بخش از شهر یک هویت و ویژگی خاص میبخشد…..در کالبد شهر روح زندگی میدمد و مهمتر از همه اینها به محیط های شهری مقیاس زیستی و انسانی می بخشد…..در فضایی که با هنر عجین شده انسان راحت تر نفس میکشد چرا که هنر در خون هر انسان است و ناخودآگاه جذب عظمت و زیبایی میشود.






انواع المان:

المان نمایشی:
المانهای نمایشی همانگونه که از اسمشان بر میآید صرفا جنبه ی نمایشی – هنری و زیبایی دارند – مفهوم خاصی را اصولا بیان نمیکنند و هدف و رسالتی برای القاء مطلبی به بیننده و یا انتقال پیامی ب وی را ندارند….ترکیباتی هستند انتزاعی از برخورد توده ها – احجام – اجزاء سازه ای و صفحات (به نوعی بازی با خط و حجم و صفحه با توجه به ویژگی های هندسی و روابط درونی آنها) که تنها به لحاظ ویژگی های زیایی شناسانه و تعادل بصری و هنری میتوانند با گروهی خاص از انسانها ارتباط برقرار کنند… این خاص بودن مخاطب از ویژگی های منحصر به فرد یک المان نمایشی میباشد…. یعنی در هر مخاطبی احساس تعلق و تامل را بوجود نمیآورد لذا به دلیل نوع مخاطببن آن که طبعا افرادی هستند که بیشتر درگیر مسائل هنریند و تعادلها و نظامهای هندسی را میشناسند و در مورد سبکهای هنری و هنر مفهومی و انتزاعی مطالعه دارند اینگونه المانها در سطح شهر ها کمتر دیده میشوند و مکان استقرار آنها نیز طبعا گالریهای هنری – نمایشگاههای آثار هنری و به طور کلی مکانهایی میباشد که مخاطب خود را پیدا کنند.


المان بیانی:
همانطور که از نام آن پیداست هدف طراح از خلق این اثر بیان مطلب خاصی میباشد ….بعبارت دیگر قطعا مفهومی در پس آن نهفته است و طراح اثر رسالتی را در انتقال پیامی خاص دنبال میکند…. حال این میتواند ثبت واقعه ای خاص در مکان مورد نظر باشد و یا مفهومی خاص را با توجه به نام و ویژگی های منطقه به بیننده القا کند….. ویژگی بسیار مهم المانهای بینی در عام گرایی آنهاست یعنی میبیاست بتوانند با مخاطب عام و عادی که از هنر سررشته ی چندانی ندارد نیز ارتباط برقرار کند و لذا دقت نظر طراح در خوانایی و شیوایی بیان مطلب در عین انتزاعی بودن فرم ها و استفاده از آرایه های معمارانه (که پیشتر در مورد آن گفته شد) از اهمیت والایی برخوردار است…. مکان قرار گیری این نوع المانها طبعا برای برقراری ارتباط بیشتر با مخاطبین وسیع تر در جامعه در سطح شهر و بویژه در میادین شهری است… معمولا المان مورد نظر با نام میدان یا منطقه ی شهری مورد نظر ارتباط دارد…. ویژگی مشترک این نوع المانها و المانهای نمایشی تنها در به کار گیری نظامی مشترک برگرفته از هندسه – آرایه ها – اشکال و احجام هندسی و تلفیق و ترکیب آنها به شکلی زیبا و نظام مند است حال آنکه به این ترکیبات تعادلی و بصری در این مرحله عنصر مفهوم و بیان موضوع را نیز اضافه میکنیم…. اما کاملا انتزاعی – غیر مستقیم و در لفافه.


المان عملکردی:
این نوع از المان تا حدی از تعاریف فوق فاصله میگیرد چرا که عنصر عملکرد برای ما محدودیتهایی به لحاظ قوانین فرمی ایجاد خواهد نمود و در این مرحله خلق فضا با استفاده از همان آرایه ها و عناصر بصری را خواهیم داشت….فضایی که انسان ولو برای مدتی درون آن و یا در اطراف آن استقرار می یابد و از آن عملکرد استفاده مینماید لذا میایست اصول و قوانین زیستی انسان و استانداردهای طراحی محیط زیست میبایست در آنها رعایت شود…. طراحی چنین فضاهایی نیاز به تحقیقات بیشتر و همچنین یک برنامه ی فیزیکی مدون دارد…. بعبارت دیگر برای طراحی اینگونه فضاها طراح ملزم به دانستن یک سری از نیازهای خاص انسان در ارتباط با ثابتها و استانداردهای بدنی و نیازهای انسانی برای استفاده ی بهینه از موضوع مورد طراحی میباشد… ویژگی دیگر اینگونه المانها در تعداد بیشتر آنها در سطح شهر ها میباشد….. چرا که عنصر عملکرد ایجاب میکند در هر مکانیکه نیاز به موضوع مورد نظر باشد نمونه ای از آن وجود داشته باشد به طور مثال ایستگاههای اتوبوس – مترو – کیوسکهای تلفن – دکه های روزنامه فروشی – سردرها و مکانهای خدمات و اطلاع رسانی در سطح شهر ها و همچنین انواع چراغها و تاسیسات خاص شهری در صورتیکه موارد فوق دارای طراحی قوی – منحصر به فرد – شاخص و با استفاده از اجزاء و نظامهای هندسی و بصری که پیشتر ذکر آن رفت توسط متخصصین و هنرمندان ساخته شوند و ویژگیهای بصری و هنری باز هم اولین عامل در بازشناسی یک اثر ماندگار است….. در صورتیکه یک سازه ی عملکردی دارای زیبایی و نظام هنری باشد میتواند برای هر شهر به سبک خود طراحی شده و با سایر شهرها متفاوت باشد (مثلا بگوئیم در فلان شهر ایستگاهای اتوبوس یا دکه های روزنامه فروشی به این شکل ساخته شده اند و این خود یکی از ویژگی ها و شاخصه های آن شهر میشود ) از این نظر و به دلیل گستردگی تعداد المانهای عملکردی در سطح شهرها وسطح وسیعتری از مخاطبین که پوشش میدهند میتوانند نشان از اهمیت و موقعیت خاص این نوع از المانها داشته و مسئولیت دقت نظر بیشتری را از متولیان زیبا سازی و برنامه ریزی شهرها میطلبد….. مکان قرار گیری این نوع المانها در سطح شهرها و هر جا که انتظار کار بری مورد نظر میرود میباشد و متناوبا به چشم میخورند.


نکته:
هر گونه برج یا آسمان خراش منحصر به فرد چه به لحاظ معماری و چه به لحاظ ارتفاع و یا اهمیت منطقه ای میتواند نقش یک المان عملکردی را ایفا کند به شرطی که در منطقه ی مورد نظر تک و شاخص باشد اما ویژگی مشترک تمام المانها علاوه بر استفاده از آرایه های هندسی و معمارانه در قابل بازی با صفحات – فرمها و احجام مقیاس انسانیی میباشد که میبایست داشته باشند بعبارت دیگر المانها با توجه به فاصله ای که به طور معمول و استاندارد انسانها از کنار آن عبور میکنند یا از آن فاصله به آنها نگاه میکنند – عمق میدانی که درآن قرار دارند ـ وسعت فضایی که پوشش میدهند همچنین عملکرد و اهمیتی که از آنها انتظاار میرود دارای ابعاد – ارتفاع و استانداردهای منحصر به فرد میباشند که میبایست علاوه بر اینکه در منطقه مورد نظر کاملا جلوه نمایند افراد از نگاه کردن به آنها احساس آرامش و حظ بصر داشته باشند….. در واقع المانها میبایست به محیط مقیاس انسانی بدهند.

*** المانها میتوانند به صورت تلفیقی از دو یا حتی هر سه نوع شکل موجود باشند یعنی المانی جنبه ی نمایش – بیانی داشته باشد یا بیانی – عملکردی یا نمایشی – عملکردی و حتی مواردی نیز وجود دارد که هر سه نوع این مفاهیم در آنها به چشم میخورد !

به طور مثال میدان آزادی (شهیاد سابق) در تهران نمونه ای از المانهای عملکردی- بیانی است که هم دارای عملکرد میباشد (موزه و فضایی زیستی برای کاربری انسان در بالای آن تعبیه شده) و هم به لحاظ بیان مفهوم آزادی طراح سعی کرده با همان فرمها و ویژگیهای هندسی و معمارانه منظور خود را در قالب انتزاع بیان کند.
یا المان تئاتر شهر تبریز المانی نمایش- عملکردی میباشد که علاوه بر کاربری فوق از نوعی نظام تعادلی بصری با استفاده از سازه های کابلی و آرایه های معمارانه در آن استفاده شده و بدون اینکه طراح نیازی به انتقال پیامی خاص در آن ببیند صرفا جنبه ی زیبایی شناسانه و هنری دارد.

1-3-4- بررسی نحوه ارائه پرچمهای سیاه خراسان به عنوان المان شهری

در فرهنگ آخرالزمانی و بخصوص مهدويّت از وجود «پرچم‏هاي سياه از خراسان» به عنوان نشانه ظهور ياد شده و درباره آن رواياتي چند از معصومين‏عليهم السلام نقل شده است.
مضمون اين روايات آن است که پيش از ظهور امام مهدي‏عليه السلام در منطقه خراسان (خراسان قديم، شامل: قسمت‏هاي زيادي از ايران، افغانستان، ترکمنستان، تاجيکستان و ازبکستان) انقلابي برپا مي‏شود و مردم در حالي که پرچم‏هاي سياه را به اهتزاز در آورده‏اند، به حرکت در مي‏آيند.

پديدار شدن اين نشانه ظاهراً در آستانه ظهور و يا اندکي پيش از آن خواهد بود؛ به گونه‏اي که حضرت مهدي‏عليه السلام آنان را به سوي خويش فرا مي‏خواند.

امام باقرعليه السلام مي‏فرمايد: «تَنْزِلُ الرّاياتُ السُّودُ حَتّي تَخْرُجَ مِنْ خُراسان اِلَي الکُوفَةِ فَاِذا ظَهَرَ المَهْدِيُ‏عليه السلام بَعَثَ اِلَيهِ بِالبَيْعَةِ» ؛ «پرچم‏هاي سياهي از خراسان بيرون مي‏آيد و به جانب کوفه به حرکت در مي‏آيند. پس چون مهدي‏عليه السلام ظاهر شود، اينان کسي را جهت بيعت نزد آن حضرت مي‏فرستند».

به غير از اين روايت، احاديث ديگري نيز وجود دارد که نشان مي‏دهد خروج پرچم‏هاي سياه از خراسان، قيامي است که در آينده و در آستانه ظهور برپا مي‏شود. در حقيقت، برخي از ياران حضرت مهدي‏عليه السلام همراه آن پرچم‏هاي سياه خواهند بود.

رسول خداصلي الله عليه وآله فرموده است: «اِذَا رَأيْتُمُ الرّاياتِ السُّودَ قَد اَقْبَلَتْ مِنْ خُراسانَ فَأتُوها وَلَو حَبْواً عَلَي الثَّلْجِ فَاِنّ فيها خَليفَةَ المَهْدِيّ»؛

البته هم اکنون نیز بسیاری از جنبشها و جریانها با توجه به رویکرد فکری و سیاسی خود از پرچمهای سیاه به عنوان علامت و پرچم خود استفاده میکنند که میتوان جریانات تکفیری القائده ، جبهه النصره و داعش را نام برد..


چند نمونه دیگر از احادیث پیرامون بیرقهای سیاه از معصومین علیهم السلام :

۱ – پیامبر اکرم (ص) : ((ما خانواده اى هستیم که خداى سبحان آخرت را بر دنیا، براى ما اختیار فرموده است ، بزودى بعد از من ، اهل بیتم در شهرها و سرزمین ها پراکنده و آواره خواهند شد، تا اینکه درفش هائى سیاه از مشرق زمین به اهتزاز در آید که حق را مى طلبند، اما حقوقشان را اداء نمى کنند، آنان دست از حق برنمى دارند، اما اجابت نمى شود دیگر بار درخواست مى کنند، به آنان اعتناء نمى شود، در این صورت ، دست به مبارزه زده و به پیروزى دست مى یابند، هرگاه کسى از شما و یا ذریه شما آن زمان را درک کرد باید به پیشواى از اهلبیت من بپیوندد اگر چه با دشوارى ، بر روى برف سینه خیز برود، آنها درفش هاى هدایتند که آنها را بدست مردى از اهل بیت من مى سپارند، که نام وى مانند نام من و نام پدرش نام پدرم مى باشد، او مالک زمین گردد و آن را پر از عدل و داد مى کند آنگونه که از جور و ستم پر شده است )) ملاحم وفتن سید بن طاووس صفحه ۳۰ و ۱۱۷

۲ – امیرالمومنین علی علیه السلام : (( پرچمهایی از مشرق زمین به احتزاز در می آیند که از جنس پنبه و کتان و حریر نیستند ، این پرچمها نشان و مهر سید بزرگ را برخود دارند و مردی از آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم آنان را فرماندهی میکند . روزی که در مشرق به حرکت در آیند بوی عطرشان چون مشک در مغرب به مشام میرسد و هراس و وحشت به مدت یک ماه ، پیشاپیش آنها حرکت میکند … )) بحار الانوار ۵۳/۸۲

۳ – پیامبر اکرم (ص) : ((درفشهایی از ناحیه مشرق به اهتزاز درآید که مربوط به بنی عباس است و تا زمانی که اراده خداوند تعلق گیرد باقی خواهد بود . سپس درفش های کوچکی از ناحیه مشرق بیرون می آید و با مردی از نسل ابو سفیان و لشکریانش مبارزه کند و مردم را به طاعت مهدی سوق دهد … )) نسخه خطی ابن حماد صفحه ۸۴ و ۸۵ ۴ –

1-3-5- لزوم زمینه سازی در عرصه معماری برای ظهور در عصر غیبت:

خلقت انسان بر اساس آيات مباركه و روايات متواتره، هدف‌مند و بر اساس غرض صورت گرفته است. اگر قرآن و سنت به دليل اجمال، براي پي بردن انسان به مقاصد شريعت كافي نبود، بر خداي حكيم لازم است كه براي پيامبر جانشين تعيين كند و براي اداره جامعه جهت رسيدن به مقاصدش، امام منصوب كند؛ چون در غير اين صورت، مرتكب نقض غرض شده است و اين امر متناسب مقام ربوبي نيست.

بر اين اساس، تنها دليلي كه غيبت امام(ع) را موجه مي‌سازد، آمادگي نداشتن انسان‌ها در همه عرصه هاست. چگونه مي‌توان بدون آمادگي، انتظار موعودي را داشت كه دليل غيبت او فقط آماده نبودن است؟ آيا اين تناقض نيست كه از يك سو، علت غيبت را آمادگي نداشتن بدانيم و از سوي ديگر، انتظار ظهورش را در شرايطي طلب كنيم كه شرايط آماده نيست؟ آيا اين انتظار بي‌جا نيست؟
اگر روايات بي‌شماري را كه از پيامبر اكرم(ص) درباره پر شدن جهان از عدل و داد به دست امام موعود اين طور معنا كنيم كه حضور او به ازدياد ظلم و پر شدن زمين از بي‌عدالتي و ستم منوط است، تناقض‌گويي كرده‌ايم.

به نظر مي‌رسد معناي فرمايش حضرت اين باشد كه به عنوان يك جمله خبريه، اين اتفاق در جهان مي‌افتد و زمين پر از ستم خواهد شد. به يقين، وقتي جامعه از حضور و اداره امام معصوم(ع) محروم باشد، اين نتيجه، قهري و تخلف‌ناپذير است، ولي مفاد اين فرمايش آن نيست كه فقط با پر شدن زمين از ستم، زمينه ظهور فراهم مي‌شود. اگر معناي حديث اين ‌بود، همه فقها مي‌بايست حكم لزوم ترك عمل نسبت به احكام شرعي را براي مكلفين صادر مي‌كردند تا زمينه ظهور با فساد بيشتر و انحراف فزاينده فراهم آيد.

معنا ندارد كه به صرف زيادي ظلم و آماده نبودن مردم و ناآشنايي ايشان با مقام امام معصوم(ع) و به دنبال آن، محبت نداشتن و پيروي نكردن، امام زمان(عج) ظهور كند. آيا اين گفته كه شرط ظهور امام فقط پر شدن زمين از ظلم و ستم است، نقض آشكار توجيهي نيست كه همه متكلمان اماميه براي علت غيبت امام بيان كرده‌اند؟ آيا با روايات متعددي كه در اين جهت رسيده و علت غيبت امام را خوف حضرت و نبود شرايط مساعد مي‌داند، تنافي ندارد؟

ازدياد ظلم باعث از بين رفتن بيشتر زمينه ظهور مي‌گردد، مگر اين‌كه بعد از ظلم‌هاي فراواني كه اتفاق مي‌افتد، همان گونه ‌كه تا به حال چنين بوده است، مردم به درك صحيح و شناخت درست برسند و با معرفت و ارادتي كه بعد از آن به وجود مي‌آيد، زمينه را براي ظهور موعود فراهم سازند.

بنابراين، پر شدن زمين از ظلم و جور، شرط و زمينه ظهور امام(ع) نيست، بلكه واقعيتي است كه پيامبر از آن خبر داده است. معناي فرمايش حضرت آن نيست كه اين امر، زمينه‌ساز ظهور است. اصلاً در فرمايش پيامبر اكرم(ص)، ظهور بر اين مسئله معلق نشده است و حضرت فقط از حقيقتي كه تا زمان ظهور امام عصر(عج) اتفاق مي‌افتد، خبر مي‌دهد. اين حديث شريف بر لزوم آمادگي دلالت دارد؛ چون مگر مي‌شود تنها با امامي كه همه كمالات را داراست، ولي در كنار او مردمي نيستند كه از وي پيروي مي‌كنند، زمين پر از عدل و داد شود و تمام ستم‌ها رخت بربندد؟

بنابراين، براي ظهور مصلح كل و اجراي دين به صورت كامل، به وجود مردمي نياز است كه به طور كامل از امام(ع) پيروي كنند. اين پيروي و تسليم در برابر امام(ع) نيز لازمه ايجاد معرفت و محبت است. اميد است با فعاليت گسترده منتظران واقعي در عصر غيبت و تلاش فرهنگي فراگير، اين امر مهم، هرچه بهتر به انجام برسد.

1-3-6- برخی احادیث موجود در دلالت ادله وجوب انتظار بر لزوم زمينه‌سازي:

امام باقر(ع) به ابي‌جارود فرمود كه دين من و دين پدران من، بعد از شهادت به وحدانيت خداي متعال و رسالت پيامبر مكرم اسلام و اقرار به آن‌چه از نزد خداي متعال آمده است و ولايت ما و برائت از دشمنان ما و تسليم امر ما عبارت است از انتظار قائم و تلاش و پرهيزكاري(كليني، بي‌تا: ج2: ح10)

اسماعيل جعفي مي‌گويد: امام باقر(ع) به شخصي كه از ديني سؤال مي‌كرد كه آن دين موجب قبولي عمل است، فرمود: بعد از شهادت به وحدانيت خدا و رسالت نبي مكرم اسلام و ولايت براي ما اهل‌بيت و بيزاري از دشمنان ما و تسليم امر ما و پرهيزكاري و تواضع عبارت است از انتظار براي قائم(عج)؛ چون براي ما دولتي است كه هرگاه خدا بخواهد، تشكيل خواهد شد.(همان: ج2: ح13)

امام صادق(ع) فرمود: آن‌چه خداي متعال به وسيله آن، عمل بندگان را قبول خواهد كرد، بعد از شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر(ص) و اقرار به امر الهي و ولايت ما و برائت از دشمنان ما و تسليم از براي ايشان بودن و پرهيزكاري و تلاش و طمأنينه، عبارت است از انتظار براي قائم(عج). (نعماني، 1397: 106: باب التمحيص)

امام جواد(ع) تصريح مي‌فرمايد كه انتظار در زمان غيبت، واجب است و در كنار وجوب اطاعت در زمان ظهور، از آن ياد شد.. (صدوق، 1425: 351)

نتیجه گیری:

با توجه به مبانی نظری اشاره شده از جمله آرمان شهر و آرمانشهر مهدوی ، جایگاه و مفهوم «المان شهری» در ادبیات شهرسازی و برنامه ریزی شهری ،بررسی نحوه ارائه پرچمهای سیاه خراسان به عنوان المان شهری و لزوم زمینه سازی در عرصه معماری برای ظهور در عصر غیبت ، پیوند هدفمند این مبانی برای رسیدن به یک اِلِمان شهری مرتبط با آرمانشهر مهدوی در عصر غیبت ، بیش از پیش ضروری به نظر می رسد.

ارائه پیشنهاد :

امروزه بحث‌های مربوط به مهدویت و بررسی نشانه‌های ظهور، علاقه‌مندان بسیاری دارد. سؤالات بسیاری در این رابطه ذهن مردم را به خود مشغول ساخته است. امروز کشور ما به واسطه علاقه وافر مردم ایران به حضرت صاحب الامر(عج) کشور امام زمان (عج) لقب گرفته است. به واسطه غفلت مسلمانان و به خصوص دولتهای عرب و نفوذ صهیونیست جهانی در میان مسلمانان امروز تنها ایران است که داعیه مهدویت و اسلام ناب را سر می‌دهد.

در فرهنگ یک جامعه ، الفبا و اعداد و کلمات چه نقشی دارند ، آیا مصالح و ابزار یک معمار فرهنگی چیزی به جز حروف الفبا و اعداد و کلمات است ، پیامبر اکرم (ص) در آغاز بعثت فرمودند قولوا لااله الا الله تفلحوا یعنی بگویید که هیچ خدایی جز الله نیست تا رستگار شوید و خداوند متعال در قرآن میفرماید « الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون » و در جایی دیگر « قل هو الله احد» و یا « الله نورالسموات والارض» آیا فرهنگ مطلوب چیزی جز تلالوا نور وحدانیت خدا و حاکمیت الله بر تمام شئون زندگی و رفتارهای جوامع بشری است.
طرح زیر یک المان شهری مبتنی بر احادیث مرتبط با پرچمهای سیاه خراسان است که به منظور مقابله با جریانهای ضد اسلامی و ضد شیعی طراحی و اجرا شده است. یکی از اهداف اصلی اجرای این طرح تلاش در جهت زمینه‌سازی برای بازسازی بقیع است.