تالار گفتمان

نسخه‌ی کامل: تمثیلات مهدوی
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3

alamdar133

مثل مهتاب

وقتي زمين، پشت به خورشيد مي‌کند، شب مي‌شود و موقعي که رو به خورشيد کند، نور، همه جا را پر مي‌کند و روز مي‌شود. دوره غيبت امام زمان (عليه السلام) هم مثل شب است و وقت ظهور ايشان مثل روز، وقتي مردم از امام زمان خود روي مي‌گردانند، باعث غيبت او مي‌شوند. و وقتي رو به امام زمانشان کنند، ظهور اتفاق مي‌افتد. در شب که مردم پشت به خورشيدند، چه چيزي جز مهتاب مي‌تواند ظلمت و تاريکي را بشکند؟ نور خورشيد به ماه مي‌تابد و ماه از آن نور استفاده مي‌کند. مثل آينه‌اي که دست شما باشد و در برابر خورشيد بگيريد و نورش را بتاباند. بنابراين پس نور مهتاب از آفتاب است؛ و گرنه ماه از خودش نور ندارد. اگر ماه نور داشت، مثل خورشيد هميشه نوراني ديده مي‌شد؛ اما ماه گاهي نور دارد و گاهي ندارد.
نور امام زمان (علیه السلام) هم مانند نور خورشيد است که به عالم مي‌تابد. امام خميني (ره) مثل مهتابي بود در شب غيبت، که به ما مي‌تابيد؛ اما نورش از خورشيد وجود امام زمان (علیه السلام)بود. نور امام زمان (علیه السلام) به قلب امام و به واسطه امام به امت مي‌تابيد. علت آنکه شما به امام خميني محبت داريد، اين است که امام زمان(علیه السلام ) به ايشان محبت داشت. هم چنين محبتي که به امام زمان (علیه السلام) داريد، به دليل محبتي است که خدا به آن حضرت دارد. بنابراين نوري که در دل، است، نور خداست؛ اما از طريق امام زمان (علیه السلام) آمده و به دل، تابيده است.




[تصویر:  16.gif]

alamdar133

منتظر واقعي


فرض کنيد اعضاي خانواده مي‌خواهند به مهماني بروند. پدر زودتر از همه، لباس و کفش را مي‌پوشد، آماده مي‌شود، ماشين را روشن مي‌کند و سرکوچه، منتظر آمدن بچه‌هايش مي‌شود؛ اما در خانه، يکي از بچه‌ها دنبال کفشش مي‌گردد، ديگري دنبال جورابش و... در اينجا پدر آماده و منتظر آ‌مدن بچه‌هايي است که هنوز آماده نشده‌اند. امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هم منتظر ماست، نه اينکه ما منتظر او باشيم؛ چون هميشه انسان آماده است که منتظرِ انسانِ غير آماده است.
محمد یوسفیان


[تصویر:  28.gif]

alamdar133

فرودگاه
نشستن هواپيما بر روي زمين، نيازمند فرودگاهي مطمئن و سالم است. براي نشستن يک هواپيماي کوچک، يک باند دويست متري هم کافي است، اما، يک هواپيماي بزرگ، به يک باند فرود چند کيلومتري نياز دارد تا بتواند به سلامت بر روي زمين بنشيند. زيرسازي چنين فرودگاهي نيز بايد محکم باشد تا بتواند صدها تُن فشار را تحمل کند.
امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ که بيش از هزار سال در پشت پرده غيبت است، بايد فرودگاهي محکم داشته باشد تا بتواند فرود بيايد. فرودگاه مطمئن او، همان زمينه‌هاي ظهور آن حضرت است که بايد از هر جهت فراهم باشد.



[تصویر:  26.gif]
نشانه عشق
وقتي به کودکي مي‌گويي: «دوستت دارم»، مي‌گويد: «اگر راست مي‌گويي، برايم بستني بخر!» اين سخن نشان مي‌دهد که بچه‌ها هم به خوبي مي‌دانند که دوستي و عشق، علامت و نشان دارد و نشانة آن، عمل و حرکت است. ما هم اگر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را دوست داريم، بايد دست به کار شويم و به دستورهاي خداوند که از طريق پيامبر صل الله عليه و آله وسلم و اهل‌بيت عليهم السلام به دست ما رسيده است، عمل کنيم. وجود نازنين آن حضرت هم فرموده است: «فليعمل کل اثر منکم بما يقرب به من محبتنا و يتجنب ما يدفيه من کراهتنا و سخطنا
؛1 پس هر يک از شما بايد کاري کند که وي را به محبت و دوستي ما نزديک سازد و از آنچه خوشايند ما نيست و باعث کراهت و خشم ماست، دور شود». اگر منتظر او هستي، بايد عملي انجام دهي؛ چرا که انتظار فرج، خود، عمل و بلکه افضل اعمال است: «أفضل الأعمال انتظار الفرج».2
امام صادق عليه السلام فرمود: «من سر أن يکون من أصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الأخلاق و هو منتظر
؛ هر کس دوست دارد از اصحاب قائم باشد، انتظار او را بکشدد و تقوا پيشه کند و به محاسن اخلاق، پاي‌بند باشد که در اين حالت، او منتظر (واقعي) است».3
هنگام تلاش و تحرک، همين حالاست. قرآن به صراحت مي‌گويد: «کساني که پيش از پيروزي، انفاق و جهاد مي‌کنند، با کساني که پس از پيروزي، جهاد و انفاق مي‌کنند، برابر نخواهند بود؛ بلکه فضيلت گروه اول، بيشتر از گروه دوم است: «أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَ قَاتَلُوا».3 امروز ـ که روزگار پيش از ظهور است ـ هنگام حرکت، کار و اقدام و قيام است. بيداري امروز، هنر است و ارزش دارد؛ وگرنه در فرداي روزگار ـ که ايام با برکت ظهور است ـ همه، اهل حرکت و تلاش‌اند. بيداري پيش از آفتاب، ارزشمند است و الاّ با آمدن آفتاب، همه بيدار مي‌شوند.

[تصویر:  27.gif]
امام، کعبه ی مردم

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: مثل امام مثل کعبه است که باید مردم [برای طواف] به سراغ او بروند نه اینکه که کعبه به سراغ مردم برود.

بحار الانوار، جلد 36، صفحه 353


التماس دعا داریم
خداحافظ

alamdar133

مأموريت


انسان منتظر خود را مأمور و سرباز امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌داند، و خبر دارد که هفته‌اي دو بار بايد به فرماندة خود گزارش بدهد. اين احساس سربازي و مأموريت و پس از آن گزارش دادن، او را بر اين مي‌دارد که مراقب آنچه در پنهان و آشکار انجام مي‌دهد، باشد.


منتظري که در زندگي، سرباز و مأمور است، هر کجا توقف نمي‌کند و هر کاري را انجام نمي‌دهد، بلکه به حکم مأموريت خود نگاه مي‌کند؛ به او گفته‌اند: کجا توقف کن، چقدر توقف کن و در حين توقف چه کار کن، با چه کسي حرف بزن و تماس برقرار کن و در آخر آنکه منزل بعدي کجاست. اين است حال انسان مأمور.


حسين بن علي عليهما السلام در حرکت عاشورا، خود را مأمور الهي معرفي مي‌کند. حضرت مي‌فرمايد: من براي کسب قدرت، يا براي دعوا بر سر دنيا و امثال آن، قيام نکردم. من براي اصلاح در دين خدا قيام کردم. منظور من اين نبود که در عالم بدرخشم و مشهور و محبوب مردم شوم؛ منظور من اين است که مأموريتي را که خدا به من سپرده و مرا به اين دنيا فرستاده، به سرانجام رسانم، تا وقتي براي دادن گزارش به سوي خدا برگردم بتوانم گزارش قابل قبولي از مسافرت به دنيا ارائه دهم. چون حسين بن علي عليه السلام مسافر و مأمور است و بايد گزارش خودش از اين مسافرت را مو به مو به فرماندة خود ارائه دهد.
امام ما همچون «باران» است

احتمالاً ترکیب «باران رحمت» را شنیده اند. رحمت و باران، آنقدر نسبت نزدیکی به همدیگر دارند که وقتی ترکیب باران رحمت را می شنویم می توانیم همزمان دو معنی را برداشت کنیم: باران، رحمتی است از جانب خداوند و رحمت و مهربانی همچون باران است.

شاید به خاطر همین نسبت بسیار نزدیک است که در قرآن، گاهی به جای کلمه ی باران از واژه ی «رحمت» استفاده شده است: «فَانْظُرْ إِلى‏ آثارِ رَحْمَتِ‏ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» (1) (به آثار رحمت خداوند بنگرید که چگونه زمینی را که مرده است، زنده و احیا می کند.)

جالب است همین جا اشاره کنیم که با هر قطره ی باران که به زمین می آید، فرشته ای فرود می آید. (2) شاید به همین خاطر است که نزول باران را با نزول رحمت خداوند یکی می دانند.

یکی از واژه های دیگر که با باران قرین می شود، «برکت» است. تا جایی که در مثال امام باقر (علیه السلام) درباره ی خیربخشی و ثمر دهی انسانها، از شباهت آنها به باران یاد شده است: «همانا خداى عز و جل را بندگانى است ميمون و با بركت و گشاده خوى اينان روزگار خود را بسر برند و مردم نيز در سايه آنها (بخوشى و نعمت) زندگى خود را بسر برند، اينها در ميان بندگان خدا همانند باران‏ هستند...» (3)

همه ی این قضایای رحمت و برکت و نرمی و طراوت باران را که کنار هم بگذاریم، تازه می فهمیم که چرا امام را، همچون باران می دانند. امام رضا (ع)، در حدیث خود در توصیف امام می فرمایند: «... امام‏ ابرى باران ‏زا و بارانى پيوسته و يك ريز [است]...» (4)


نکته ی آخر: راستش را می گوییم: تشنه نیستیم... امّا مگر باران، به انتظار تشنگی می نشیند...؟!


-----------------------------------
پی نوشت:
1. روم: 50
2. الصحيفة السجادية / ترجمه و شرح فيض الإسلام ؛ ص55؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث 5/3، تولید موسسه نور
3. الروضة من الكافي / ترجمه رسولى محلاتى ؛ ج‏2 ؛ ص57؛ با استفاده از همان نرم افزار.
4. تحف العقول / ترجمه حسن زاده ؛ ص799؛ با استفاده از همان نرم افزار.


برگرفته از سایت مستور

[تصویر:  mahdi-cloud.gif]

alamdar133

اگر از نزدیک به فیروزه ای گردن و تاج، و سبز و آبی پرهای بازشده ی طاووس نگاه کنید، می فهمید که هیچ رنگی در عالم، با یکی از رنگهای درون پر طاووس برابری نمی کند. می توانید ساعتهای بسیاری صرف دیدن طاووس کنید – البته اگر لطف کند و مقابل شما پرهایش را باز کند!- و خسته نشوید. چرا که در هر پر طاووس رنگ و زیبایی تازه ای نهفته است.

حضرت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه آله) فرمودند: «مهدی (عجل الله تعالی فرجه) طاووس اهل بهشت است.» (1)

این سخن، غیر از آنکه حکایت از زیبایی بی نظیر آقای ما می کند، در روایات به این معنی نیز آمده است که: نور و روح حضرت، متمایز و زیباتر از دیگر انوار و ارواح است.

آبت الله ناصری، در سخنرانی خود راجع به این شباهت بیان کردند: «در ميان پرندگان زيبا طاووس جلوه ديگرى و جذابيت خاصى دارد. لذا شب معراج نبى‌‌اكرم (ص) وقتى به انوار معصومين رسيدند نور امام زمان (ع) بيشتر جلب توجه كرد. سؤال كردند: پروردگارا اين نور سبزى كه شمشير به دست ايستاده نور كيست؟ حضرت حق در پاسخ پيامبر(ص) حالات و آثار وجوديه امام زمان( علیه السلام) را بيان فرمودند.» (2)

امّا این را هم اضافه می کنیم که زیبایی و شکوه حضرت مهدی (علیه السلام) تا جایی است که کسانی که ایشان را دیده اند، درباره ی ان چنین گفته اند:

ابراهیم بن مهزیار که به دیدار حضرت نائل شده است در این باره می گوید:

«او جوانی نورس و نورانی و سپید پیشانی بود با ابراوانی گشاده و گونه ها و بینی کشیده و قامتی بلند و نیکو چون شاخه ی سرو و گویا پیشانی اش ستاره ای درخشان بود.... بر سرش گیسوانی پرپشت و سیاه و افشان بود که روی گوشش را پوشانده بود و سیمایی داشت که هیچ چشمی برازنده تر و با طمأنینه تر و با حیاتر از آن ندیده است.» (3)

امام صادق (ع) درباره ی چهره ی ایشان مي ‌فرمايد: «صورتي زيبا، گندمگون و چهره‌اي گلگون دارد، ابروهائي كشيده، صورتي نيكو، ديدگاني مشكي بيني باريك و نيكو خميده، و پيشاني باز و درخشان دارد.» (4)

نکته ی آخر: مشکل این است که به دیدن کلاغ ها و گنجشکها، عادت کرده ایم؛ وگرنه برای دیدن طاووس جور هندوستان هم می کشیدیم...



پی نوشت:
1. ينابيع المودة، ص 181؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث 5/3، تولید موسسه نور
2. ماهنامه ی موعود شماره ی 37، ویژگی های حضرت مهدی، سخنرانی آیة الله ناصری
3. صدوق، کمال الدین و اتمام النعمه، ج2، ص 180- 181؛ به نقل از شفیعی سروستانی، ابراهیم، معرفت امام عصر و تکلیف منتظران، ص 44
4. كامل سليمان، روزگار رهايي، ترجمه: علي اكبر مهدي‌پور، ج1، ص 127. به نقل از ماهنامه ی شماره ی 52، ذیل مطلب پرسش شما، پاسخ موعود

[تصویر:  12345.jpg]

alamdar133

- غیبت
برجسته ترین همانندى میان یوسف زهرا علیه السّلام و یوسف یعقوب علیه السّلام ، همانندى در غیبت است . امام باقر علیه السّلام به محمدبن مسلم مى فرماید:
یا محمّد بن مسلم ان فى القائم من اهل بیت محمّد علیهم السّلام شبه من خمسة من الرسل یونس بن متى و یوسف بن یعقوب و موسى و عیسى و محمّد صلوات اللّه علیهم ... وامّا شبهه من یوسف بن یعقوب علیه السّلام فالغیبة من خاصته و عامته و اختفائه من اخوته ....(177)
اى محمّد بن مسلم ! قائم آل محمّد (عج ) با پنج تن از پیامبران شباهت دارد: یونس بن متى و یوسف بن یعقوب و موسى و عیسى و محمّد صلوات اللّه علیهم ... و امّا شباهت او به یوسف در غیبت اوست از اقوام دور و نزدیک و از برادران خود....
نخستین سؤ ال درباره ى این شباهت ، آن است که میان غیبت امام عصر (عج ) و غیبت یوسف علیه السّلام تفاوت فراوانى وجود دارد؛ زیرا غیبت یوسف علیه السّلام ، غیبتى است نسبى ؛ یعنى هرچند او از کنعان ، برادران و پدر و مادر خود غایب بود، ولى از دیدگان مصریان غایب نبود. او با مصریان ، گفت و گو و رفت و آمد داشت ، در حالى که غیبت حضرت مهدى (عج ) غیبتى است مطلق و آن حضرت از دیدگان همگان غایب اند. از این رو، قیاس آن دو با یکدیگر قیاس مع الفارق است . پاسخ به این نکته ، در شباهت دوم خواهد آمد.

alamdar133

حضور
برادران یوسف براى خرید آذوقه به مصر آمدند و به بارگاه یوسف وارد شدند. وى در نخستین نگاه و گفت و گو، آنان را شناخت ، ولى آنان یوسف را نشناختند. آنان بى آن که به هویت یوسف پى برند، با وى سخن گفتند و داد و ستد کردند.
فدخلوا علیه فعرفهم وهم له منکرون .(178)
(برادران یوسف ) بر او وارد شدند. او، آنان را شناخت ، ولى آنان او را نشناختند.
یوسف زهرا نیز در میان مردم حضور دارد. در کنار آنان راه مى رود و بر فرش هاى آنان پا مى نهد و... ولى مردم ، او را نمى شناسند. بسیارى بر این باورند که غیبت امام عصر (عج ) به این معنى است که آن حضرت ، در آسمان ها یا عوالم دیگرى زندگى مى کنند. بنابراین ، حضرت مهدى (عج ) از دیدگان همه ى انسان ها پنهان هستند و کسى ، ایشان را نمى بیند. براساس این باور، نکته اى که پیش از این گذشت ، به ذهن مى رسد که مقایسه ى حضرت مهدى (عج ) با حضرت یوسف علیه السّلام ، مقایسه اى ناتمام است . امّا حقیقت ، این است که تصویر یاد شده ، خطا و به دور از واقعیت است . او در میان مردم رفت و آمد مى کند و در کوچه و بازارها قدم مى گذارد. مردم ، آن حضرت را مى بینند، گرچه او را نمى شناسند.
سدیر مى گوید:
سمعت اباعبداللّه علیه السّلام یقول : ان فى القائم شبه من یوسف علیه السّلام . قلت : کانک تذکر حیرة و غیبته فقال لى : ما تنکر هذه الامة اشباه الخنازیر ان اخوة یوسف کانوا سباطا اولاد انبیاء تاجروا یوسف وبایعوه وهم اخوته وهو اخوهم فلم یعرفوه حتى قال لهم انا یوسف ... فما تنکر هذه الامة ان یکون اللّه عزوجل یفعل بحجته ما فعل بیوسف ان یکون یسیر فى اسواقهم ویطاء بسطهم وهم لایعرفونه حتى یاءذن اللّه عزوجل ان یعرفهم بنفسه کما اذن لیوسف حتى قال لهم هل علمتم ما فعلتم بیوسف واخیه اذ انتم تجهلون قالوا اءنک لانت یوسف قال انا یوسف وهذا اخى .(179)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
قائم (عج ) شباهتى با یوسف دارد. عرض کردم : گویا حیرت و غیبت او را مى فرمایید؟ حضرت فرمودند: چرا این امت ، قضیه ى حضرت یوسف را انکار نمى کنند؟ برادران یوسف با این که پیغمبر زاده و برادر یوسف بودند و او نیز برادرشان بود، با او تجارت و خرید و فروش کردند و او را نشناختند، تا این که یوسف ، خودش را معرفى کرد و گفت : من یوسفم ... با این حال چرا آنان منکرند که خداوند عزوجل با حجت خود، همان کارى را بکند که با یوسف کرد؟ او در بازارهاى شان راه مى رود و بر فرش هاى آنان گام مى نهد، ولى مردم او را نمى شناسند، تا هنگامى که خداوند به او اجازه دهد که خودش را معرفى کند. همان گونه که به یوسف اجازه داد و یوسف گفت آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید آن گاه که جاهل بودید؟ گفتند: آیا تو همان یوسفى ؟ گفت : (آرى ) من یوسفم و این ، برادر من است .
و باز امام صادق علیه السّلام فرمود:
ان فى صاحب هذا الامر سنن من الانبیاء علیهم السّلام ... وامّا سنة من یوسف فالسنة یجعل اللّه بینه وبین الخلق حجابا یرونه ولا یعرفونه ....(180)
صاحب این امر امام مهدى (عج ) با برخى از پیامبران ، شباهت هایى دارد... امّا شباهت او به یوسف ، در پرده بودن او است ؛ یعنى خداوند کارى مى کند که هر چند او را مى بینند، ولى نمى شناسند.




[تصویر:  13191309971.gif]
صفحه‌ها: 1 2 3